سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
76
المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس)
دليل آن اينست كه در حق مخرج صادق است بگوئيم حرز را هتك كرده و مال را از درون آن سرقت نموده است در حالى كه اينمعنا نسبت به مشارك وى صادق نيست چه آنكه وى تنها در ازاله حرز شركت داشته فلذا سارق در اين فرض همچون موردى است كه خود منفردا و مستقلّا حرز را زائل كرده و مال آن را برده باشد . و سپس در تعقيب [ و لو اخرجاه معا قطعا ] مىفرماين : حكم به قطع دست هردو در صورتى است كه نصيب هريك به مقدار نصاب يعنى ربع دينار برسد و در غير اين صورت تنها دست آن كس كه نصيبش به مقدار نصاب است بريده مىشود نه ديگرى اگرچه مجموع نصيبين به مقدار دو نصاب يا بيشتر باشد چه آنكه على الاقوى همانطورى كه گفتيم فقط دست آنكه نصيبش به مقدار نصاب است بايد بريده شود . قوله : و لو تشاركا فى الهتك : ضمير فاعلى در [ تشاركا ] بسارق و غير او راجعست . قوله : بان نقباه : ضمير فاعلى بسارق و غير او راجع بوده و ضمير مفعولى به حرز برمىگردد . قوله : و لو بالتّناوب عليه : مقصود از [ تناوب ] آنست كه باهم و در يك زمان نقب نزده بلكه يكى به آن مشغول و ديگر به كار ديگر سرگرم باشد و پس از فراغت شاغل آن ديگرى به آن اشتغال ورزد و ضمير در [ عليه ] به نقب برمىگردد . قوله : لصدق هتكه الحرز : ضمير در [ هتكه ] به مخرج راجعست . قوله : و سرقته منه : ضمير در [ سرقته ] به مخرج و در [ منه ] به حرز برمىگردد .